تبليغاتX
سلام هم وطن

درپاسخ به نامه هاي آقاي محسن رضايي به آقايان

   احمدي نژاد و محصولي

آقاي محسن رضايي در كمال ادب و متانت و بزرگواري در حال مكاتبه براي احقاق حق ملت ايران است؛ اينجانب پاسخ ايشان را مي دهم:

محسن جان سلام؛ سردار رشيد اسلام سلام؛ اسوه ادب و متانت و اخلاق سلام؛

نامهاي احمد و محسن و حسن و حسين و مهدي همه زيبا هستند. احمد از همه زيباتر است چراكه نام پيامبر اسلام(ص) است؛ محسن نام فرزند شهيد فاطمه(س)؛ حسين(ع) نام سرورشهيدان است؛ مهدي(ع) نام منجي عالم بشريت است.

محسن جان زياد نگران نباش و خودت را ناراحت نكن؛ جانم فداي آن ادب و حيا و متانت و مظلوميت؛ اگر نامت را نوشته اند، چه زيبا نوشته اند؛ و اگرهم احمد خوانده اند، چه زيبا خوانده اند، چراكه اول احمد بود كه آمد و بعد محسن و حسن و حسين و مهدي آمدند؛ بدان كه اين راز خلقت و راز تشيع علوي است كه همه چيز با احمد(ص) شروع مي شود و به مهدي(ع) ختم مي شود؛ احمد نام زيبايي است، احمد صاحب همه چيز است؛ هر چه داريم از اوست؛

ما كيستيم و چه مي گوييم؟ چرا مي خواهيم پا را فراتر از گليم خود دراز كنيم؟ چرا مي خواهي جلوتر از احمد بايستي؟ نه! نه! برو عقبتر بايست! تو بايد از احمد پيروي كني تا به مهدي برسي؛ عبور از احمد حرام است؛ والا فاطمه تو را محكوم به ارتداد و خونت را حلال خواهد كرد. پس بايد دل خود را آرام كني و آرام بخوابي و مطمئن باشي كه در روز موعود وقتي احمد(ص) آمد، محسن(ع) و حسن(ع) و حسين(ع) و مهدي(ع) در پشت او به نماز خواهند ايستاد و عقده دل خواهند گشود. در پناه حق باشي دلاور.

                                                                      والسلام؛ محمد يزدي زاده

                                                                    و همه دوستداران و دلسوختگان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 16:55  توسط محمد يزدي زاده  | 

برشاخه نشسته اي و بُن مي بُري! 

داشتم بخش دوم ارتباط انتخابات و اصلاح الگوي مصرف را مي نوشتم، كه مناظره بي بديل و تماشايي آن شب نهيبي به من زد، كه الان بايستي در مورد تخريب الگوهاي اخلاق اسلامي در دولت اسلامي صحبت كرد؛ چرا كه ظاهرا روند رو به رشد و افسارگسيخته حرمت شكني ها و آبروريزي ها و اتهامات آنچنان شديد و بي مهابا شده است كه به درون جعبه جادويي سيماي جمهوري اسلامي ايران هم سرايت كرده است، تا از نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران چهره اي خشن و هتاك بسازد و به جهانيان معرفي كند.

اگرآقاي مك فارلين در زمان مبارزات انتخاباتي زبان خود را در مي آورد، شايد فقط به خودش توهين كرده باشد؛ ولي اگر نامزد انتخاباتي رياست جمهوري در كشور ما، در كلامش به طرف مقابل " تو" هم بگويد، زير ذره بين است و مردم دنيا آن را از چشم اسلام و نظام اسلامي مي بينند؛ چراكه مي دانند يكي از نامزدها رئيس دولت اسلامي است و مابقي هم كه از فيلترهاي مختلف شوراي نگهبان گذشته اند و به مثابه يك فرد شايسته از نظر پايبندي به اصول اسلامي و اخلاقي و انساني محسوب مي شوند و مهمتراز همه اينكه كشور يك كشور اسلامي است و خود را معتقد به اصول اسلامي و اخلاقي و انساني معرفي مي كند. چه رسد به اینکه افرادی اینچنین در مقابل میلیونها چشم بی مهابا مورد اتهام قرار گیرند؛ وحال چگونه است كه رئيس دولت اسلامي با دوستان و برادران و هم وطنان خود اينچنين مي كند.

و اماچندسؤال ساده كه به ذهن هركسي ممكن است خطور كند:

1- اگر گفته هاي آقاي احمدي نژاد در مورد افرادي كه نام بردند درست باشد، چرا تا بحال سكوت كرده بودند و صرفا در صحبتهايشان به كلي گويي در خصوص مفسدين اقتصادي پرداخته و اقدامي در اين جهت نكرده اند. و اگر اقدامي كرده اند نقش قوه قضاييه چه بوده وآيا حكمي صادر شده است يا نه؟

2- اگر حكمي صادرشده  است آيا افشاي نام آنها و يا بيان اتهام آنان در مقابل دهها ميليون مخاطب با اجازه كدام قاضي صورت گرفته است؟

3-  اگر در اين چهار سال سكوت كرده بودند چرا ناگهان در مناظره انتخاباتي و شب انتخابات سكوت خود را شكستند؟

4- آيا نحوه سوال آقاي احمدي نژاد از آقاي موسوي در مقابل چشم ميليونها بيننده و در هنگام نشان دادن عكس و مدرك خانم رهنورد مبني بر اينكه،آیا اين خانم را مي شناسيد؟! يا اينكه ، اين مدرک را نشان بدهم؟!  با كداميك از اصول اخلاقي، اسلامي، مناظره اي، ديپلماسي، جوانمردي و ..... مطابقت دارد؟ و چه مقدار با شان يك رئيس جمهور مسلمان تطبيق مي كند؟

5- اگر اتهامات مربوط به كساني كه نام برده شده اند در جريان دادرسي و رسيدگي قضايي است، چگونه وبا چه مجوزي قبل از اثبات جرم و صدور حكم نام آنها برده مي شود؟

6- نمي گويم كه آقايان هاشمي وناطق نوري و امثالهم چه كساني بوده اند و چه مسئوليتهايي در اين نظام دارند، مي گويم كه آنها حداقل يك هم وطن مسلمان هستند؛ آيا مگر نه اين است كه طبق روايات، ريختن آبروي مسلمان به مثابه ريختن خون اوست؟ پس چگونه است كه آقاي رئيس جمهور كه سوگند ياد كرده است حافظ منافع ملي و مال و ناموس مردم باشد، اينچنين عمل مي كند؟ مگراينكه ايشان به مسلماني آنها هم شك داشته باشد!!

7- آيا خدايي ناكرده آقاي احمدي نژاد با بيان چنين مطالبي آنهم در شب انتخابات قصد فرافكني و جوسازي دارند تا مسائل و معضلات و نابساماني هاي كشور به فراموشي سپرده شوند و صحبتي از برنامه هاي آينده ايشان نشود و ملت درگير و آلوده اينگونه مباحث بيهوده در رد و اثبات سخنان رئيس دولت اسلامي شده و چند روزي سرگرم شوند تا روز انتخابات سررسد؟!

8- آيا اگر حرمت امامزاده را متولي آن نگه ندارد، بيگانگان حرمت مسئولين و بزرگان و خادمان يك كشور را نگه خواهند داشت؟ و آيا آقاي احمدي نژاد فكر نمي كنند اين روشي كه در پيش گرفته اند ممكن است يك روزي گريبان خودشان را هم بگيرد؟

9- چرا بعضي ها در پيامها و اظهارنظرهاي خود اين گونه سخن گفتن و برخورد را نشانه شجاعت و مردانگي و برخورد با فساد و مفسدين مي دانند؟ آيا رو كردن عكس ناموس مردم در مقابل ميليونها چشم شجاعت مي خواهد؟ هر بازي قانون خود را دارد؛ اگر در فوتبال يا كشتي به حريف خود ضربه نامربوط بزني، فول حساب مي شود و اگر با روش غير ورزشي طرف مقابل را مغلوب هم كني، مورد قبول نخواهد بود.

10- سوال آخر؛ آيا هدف وسيله را توجيه مي كند؟ حفظ قدرت به چه قيمتي؟ آيا زير سوال بردن  تمامي دوران قبل از رياست جمهوري چهارسال اخير توسط آقاي احمدي نژاد با چه هدفي انجام مي شود؟ آيا به نظرآقاي رئيس جمهور درسالهاي قبل از ايشان كم كاري شده است؟ آيا تمامي كارها و پروژه هايي در زمان ايشان انجام يا افتتاح شده، هيچ ردپايي در گذشته ندارد و يا بسيار كم رنگ است و تمامي آنها به صورت معجزه وار در همين چهارسال انجام شده اند؟! آيا اينگونه سخن گفتن از دولتهاي گذشته توهين به ملت ، رهبري و نظام تلقي نمي شود؟ آيا ايشان خود را منجي اين ملت و كشور مي دانند؟

كلام آخر اينكه؛ اگر نيت آقاي رئيس جمهور خير باشد و قصدش مبارزه با فساد، دستش را هم مي بوسيم و به وجودش هم افتخار خواهيم كرد. ولي اگر اين مبارزه از قاعده و قانون خود منحرف شد، ديگر نمي تواند خيرباشد بلكه به شري تبديل خواهد شد كه آتشش دامن كشور و نظام را خواهد گرفت. و آنگاه است كه بايد گفت: برشاخه نشسته اي و بُن مي بُري!

والسلام؛

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 16:42  توسط محمد يزدي زاده  | 

          بدون هيچ ترديدي" اصلاح الگوي مصرف" همانند حرف الف در ميان الفبا جزء اولين و اساسي ترين ابزارها و شروط ترقي و پيشرفت و بقاي هر جامعه اي اعم از يك خانواده كوچك دو نفري و يا يك كشور چند صد ميليوني، بشمار مي رود. به عبارت ديگر اصلاح الگوي مصرف در تمام زمينه هاي مديريتي، مصرفي، توليدي و ................ يك موضوع انتخابي و پيشنهادي و موقتي و فصلي نيست؛ بلكه به اعتقاد حقير يك وظيفه و تكليف هميشگي ملي ، ديني، اخلاقي، و اجتماعي تك تك آحاد جامعه و همه و همه در هر جامعه اي مي باشد كه بايد در سرلوحه همه كارها قرار گيرد و بر تارك همه ملتهاي فهيم و بزرگ بدرخشد.

مقام معظم رهبري با آگاهي كامل از شرايط پيچيده و دشوار اقتصادي كشور و با نگاهي هوشمندانه و تيزبينانه به تمامي مسائل و به منظور مقابله و پيشگيري از معضلات و مشكلات احتمالي در جامعه، امسال را سال اصلاح الگوي مصرف ناميده اند؛ تا تلنگر و بيدارباشي باشد براي همه ما؛ و صد البته همه ما وظيفه داريم تا به سهم خود و در حوزه مسئوليت و با حداكثر توان خود به اين مهم بپردازيم. بدون ترديد همزماني اين نامگذاري ميمون و مبارك با سال انتخابات رياست جمهوري را مي توان به فال نيك گرفت و اينطور استنباط نمود كه رئيس جمهور آينده بايستي راهبرد اصلاح الگوي مصرف را سرلوحه همه برنامه ها ، سياستها و تصميم گيريهاي خود قرار دهد. و به دور از شعارزدگي به اقدامات و اصلاحات اساسي و سازنده در راه رسيدن به اين هدف متعالي بپردازد.

براي روشن شدن بيشترارتباط في مابين اصلاح الگوي مصرف ، انتخابات و برنامه هاي رئيس جهمهور آينده به نكات زير مي پردازم:

بايد گفت اضمحلال و سقوط ملتها و دولتها  از دو چيز ناشي مي شود:

1- پيروي ازشيطان و كفران نعمت

2- وجود ظلم و بيعدالتي

در خصوص مورد اول، خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد:

إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿27﴾

يعني: چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.      مي بينيد كه خداوند بدون هيچ تعارف و ملاحظه اي ، مسرفين و نابود كنندگان نعمات خود را برادران شيطان مي خواند؛ و شيطان هم كسي است كه يك روزي بهترين و عزيزترين فرشته درگاه الهي بود ولي به دليل نا فرماني خداي خود، از درگاه باريتعالي رانده شده و تا ابد مورد لعن و نفرين خواهد بود.  پس مي بينيم كه عمل اسراف و تبذير بسيار فراتر از يك عمل گناه  معمولي است؛ بلكه نتيجه اين عمل برادر شدن و همراه شدن با شيطان رجيم است.(سوره اسرا آيه ۲۷)

در خصوص مورد دوم، پيامبر گرامي اسلام(ص) مي فرمايد:

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

يعني حكومتها و نظامها با كفر باقي مي مانند ولي با ظلم باقي نمي مانند. شايد پرسيده شود ظلم چه ربطي به اسراف و كفران نعمت دارد. اتفاقا، ظلم و اسراف دو روي يك سكه اند. علت و معلولند. به عبارت ديگر وقتي اسرافي صورت مي گيرد و يا كفران نعمتي مي شود، در واقع در نتيجه اين اسراف انسان ديگري را از داشتن چيزي كه ضايع و نابود شده است، محروم كرده ايم؛ و اين محروم كردن بندگان خدا از چيزي كه حقشان است، معناي ديگري جز ظلم ندارد. وقتي مثلا در اثر زياده روي در مصرف آب و برق، باعث قطع و كمبود آنها در جاي ديگري مي شويم، به ديگران ظلم كرده ايم.

نان؛ اين بركت بزرگ الهي وقتي در اثر طبخ  بد و نگهداري نامناسب دور ريخته مي شود و به گاوداريها سرازير مي شود، ظلمي بزرگ در حق خداوند و در حق آن كشاورز زحمتكش كرده ايم.

به صداي چكه چكه قطرات آب از لوله هاي پوسيده انتقال آب درشهرها و همينطور شيرمعيوب آب آشپزخانه مان عادت كرده ايم و براي تعميرآنها اقدامي نمي كنيم و داستان پطرس فداكار در كتاب فارسي كلاس چهارم دبستان را فراموش كرده ايم كه نتيجه مي گرفت، قطره قطره جمع شود وانگهي دريا شود. والبته تصوير زيباي آن كودك روستايي را هم كه دهان كوچكش را زير شير آبي گرفته و با همين قطره قطره هاي آب خود را سيراب مي كند، از ذهن برده ايم و امان از آن روزي كه آن كودك روستايي را از همين قطره هاي آب هم محروم كنيم و اينجاست كه ظلمي نابخشودني مرتكب شده ايم.

اتلاف وقت؛ با اين كلمه همه ما آشنا هستيم؛ ولي اگر بگوييم اسراف وقت، چطور؟ چرا فكر مي كنيم اسراف فقط به چند چيز محدود مي شود؟ چرا اينقدر وقتمان بي ارزش و يا حداقل كم ارزش شده است؟ چرا كلمه اسراف وقت برايمان بيگانه است؟ اصولا وقت چقدر برايمان ارزش دارد؟ مي گويند: وقت طلاست! آيا اين را باور داريم؟ وقتي در پشت ميز اداره مان با خيال راحت نشسته ايم و بدون دليل به ارباب رجوع مي گوييم، امروز برو فردا بيا! واهميتي به وقت و عمر او نمي دهيم، بواقع باعث اتلاف و اسراف وقت مردم و وقت اداري و مرتكب ظلم شده ايم.

اگر پبام مقام معظم رهبري را بدقت مطالعه كنيم، متوجه مي شويم كه منظور ايشان از اصلاح الگوي مصرف فقط  صرفه جويي در آب و نان و برق و امثالهم نيست؛ اگرچه بسيار مهم و حياتي هستند، لكن منظور ايشان، اصلاح الگوي مصرف در تمامي شئونات و جوانب و عرصه ها و در همه زوايا مي باشد. به عبارت ديگر منظور اين نيست تا چند روزي كه همه جا صحبت از صرفه جويي است، ما هم فوري يك چراغي را خاموش كنيم و شيرآبي را محكم كنيم وبعد كه آب ها از آسياب افتاد همه چيزفراموش شود و دوباره سر خانه اول برگرديم. نخير اينطور نيست! بلكه هدف پيام ايشان بسيار والاتر و متعالي تر است و منظور اين است كه درست مصرف كردن يا همان درست زندگي كردن و درست مديريت كردن را براي هميشه ياد بگيريم و بياموزيم كه چگونه اين فرهنگ را به فرزندانمان و آيندگان هم منتقل كنيم. واگر غيراز اين فكر كنيم، بسيار كوته نظرانه انديشيده ايم.

و اما؛ يكي از بزرگترين ، مهمترين و حياتي ترين اهداف در جهت اصلاح الگوي مصرف كه بايستي سرلوحه تمامي برنامه هاي رئيس جمهورآينده باشد، اصلاح وضعيت دخل و خرج دولت و به تبع آن سازمانها و شركتها و موسسات دولتي است كه به بركت وجود سرمايه سرشارملي يعني همين طلاي سياه يا همان نفت خودمان، روز به روز بزرگتر و فربه تر مي شوند و اصلا كسي از آنها سوال نمي كند خرتان به چند من! يعني آيا اين همه ريخت و پاش را از كجا مي آوريد؟ اصلا سود و زيان اين همه هزينه در كجا محاسبه مي شود؟ ازنفت؟! اين نفت مادرمرده كه فقط مال ما نيست؛ آيندگان و نسلهاي اين ملت هم حق استفاده دارند. يكي مي گفت، ما ثروتمنديم چون نفت داريم. دارندگي و برازندگي! خوب داريم و خرج مي كنيم و هرچه هم دلمان خواست از خارج وارد مي كنيم! اصلا به كسي ربطي ندارد! ازميوه هاي رنگارنگ وماشين چندصدميليوني گرفته تا آخرين مدل لوازم خانگي با انواع ماركها و برندها كه هنوز وارد منزل اروپايي ها نشده، خلاصه ازشيرمرغ تا جان آدميزاد!

گفتم، پدرآمرزيده، اولا كه نفت ثروت نيست و سرمايه است و هركس اين را گفته فريبت داده، ثانيا هر سرمايه اي هم اگر درست و در جاي خود خرج نشود نه تنها نعمت نيست بلكه نقمت است، ثالثا طبق پيش بيني كارشناسان تا چند سال ديگر توليد و مصرف داخلي نفت به نقطه سربسر مي رسد، آنوقت ديگر اين سرمايه را هم نداريم كه هرجوردلمان خواست خرج كنيم و پز دهيم؛ گفتم پس نبايد اين همه در مصرف نفت و درآمدهاي آن اسراف كنيم و درآمدهاي نجومي آن را  بي مهابا و بي حساب كتاب خرج كنيم. و اگر اين كار را كرديم، ظلم بزرگي در حق نسلهاي آينده كرده ايم؛ ضمن اينكه وابستگيمان به درآمدهاي نفتي روزبروز افزايش يافته است. پس بايستي در قدم اول، اصلاح الگوي مصرف را در نحوه مصرف كردن( پول بادآورده نه! ببخشيد خاك آورده) نفت كه پايه و اساس همه تصميم گيريها و جهت گيريهاي دولتهاست ، آغاز كنيم.

بنابراين بايستي كسي را به عنوان رئيس جهمور آينده برگزينيم، كه بجاي وعده آوردن نفت برسر سفره، وعده آوردن نتايج سرمايه گذاريهاي صحيح و اصولي پول نفت در عرصه هاي مختلف به مردم بدهد. چرا كه دادن پول نقد و مجاني به عناوين مختلف به يك فرد كار دشواري نيست و همه مي توانند اين كار را انجام دهند و اصولا نيازي به برنامه ريزي و دستگاهها و سازمانهاي عريض و طويل و نيروي انساني و كارشناس هم ندارد؛ مضافا بر اينكه اين پول يك روزي تمام مي شود و فرد كمك گيرنده هم مفلس تر و بي پول تر خواهد شد؛ لكن هنر رئيس جمهوردر اين است كه، با اين پول هاي نفت به گونه اي سرمايه گذاري و سياست گذاري كند، كه آن كمك گيرنده ديگر نيازي به دريافت پول نقد و نفت خام برسر سفره خود نداشته باشد؛ بلكه داراي شغل و موقعيتي باشد كه بتواند روي پاي خود بايستد. يك ضرب المثل چيني مي گويد: اگر مي خواهي كسي را يك روز زنده نگه داري، يك ماهي به او بده؛ اگر مي خواهي يك سال زنده اش نگه داري، تور ماهيگيري به او بده؛ ولي اگر مي خواهي او را يك عمر زنده نگه داري، توربافي را به او ياد بده.

بنابراين دادن يك ماهي به يك انسان كار خوبي است ولي ناقص و ناپخته است؛ اما، آموختن توربافي يعني رشد، يعني بالندگي، يعني تكامل، يعني تكريم انسانها، يعني ارزش دادن به روح و فهم و شعور ملتها، يعني آموختن زندگي شرافتمندانه و پيروزمندانه.

ادامه دارد......

والسلام؛

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:36  توسط محمد يزدي زاده  |